نگین درخشنده ای که قرن هاست در مرکز ری پرتو افشانی می کند مدفن بزرگمردی از سلاله امام حسن مجتبی (ع) است که نام شریفش عبدالعظیم (ع) و کنیه مبارکش ابوالقاسم و لقب آن بزرگوار بخاطر کرامات بیش از حدش سید الکریم بوده است.

سلسله نسب آن حضرت تا امام حسن مجتبی (ع) عبارت است از: عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابیطالب (ع). پس معلوم می شود با چهار واسطه فرزند امام حسن مجتبی (ع ) است. حضرت عبدالعظیم (ع) در دوران امامت امام موسی بن جعفر (ع ) متولد شده و در مورد تاریخ تولد ایشان سند دقیقی در دست نیست. تنها یک مورد در تذکره عظیمیه تالیف مرحوم کلباسی تولد آن حضرت روز 4 ربیع الثانی سال 173 هجری نقل شده و تا آنجا که مشخص است حضرت عبدالعظیم(ع) در دوران کودکی پدر خود عبدالله را که  امیر قافله بود را از دست داده و تحت سرپرتی جدش علی (سدید یا شدید)قراگرفت.از مطالعه تاریخ زندگانی حضرت عبدالعظیم(ع) این مطلب روشن است که او نسبت به ائمه زمان خود اخلاص و اعتقاد کامل داشته است. ایشان در زمان خود دارای موقعیت علمی ممتاز بوده و با بزرگان شیعه و روات درجه اول مجالست داشته است و باعده کثیری از اصحاب امام جعفرصادق(ع) و امام موسی کاظم(ع) و امام رضا (ع) مانوس بوده است. مجالست حضرت عبدالعظیم (ع) باهشام بن حکم ابن ابی عمیر، علی بن جعفر و حسن بن محبوب که ازمشایخ زمانه بودند و نقل حدیث حضرت از آنها دلیل بارزی است که وی دارای مقام والایی بوده است. علت نامیدن حضرت به شاهزاده عبدالعظیم (ع) این است که پدر او عبدالله امیر قافه بوده و عرب برای امیر چند معنی ملحوظ می دارد که یکی از آنها شاه است.

بر طبق حدیثی در اختصاص مرحوم مفید، حضرت عبدالعظیم (ع) محضر مبارک امام هشتم را درک کرده و از وی حدیثی نقل می کند. از این حدیث پیداست که وی موردعلاقه و اطمینان آن بزرگوار بوده و نهایت احترام ر انزد آن جناب داشته و از لحن روایت معلوم است که حضرت عبدالعظیم(ع) زمان حضور در محضرامام رضا(ع) مرد موقر و جا افتاده ای بوده و ایشان اعتمادکاملی به وی داشتند. زیرامتن روایت منقوله موعظه پند و نصیحت است که امام رضا (ع) در مورد دوستانشان فرمودند. حضرت عبدالعظیم (ع) راوی هشام بن حکم است و روایت او در کافی از هشام آمده است. هشام هم درسال 198 هجری قمری یعنی قبل از حضرت امام رضا (ع) از دنیا رفته است و این خودنشان می دهد که آن حضرت در این زمان جز روات بوده است. حضرت عبدالعظیم (ع) عمده روایات خود را از امام علی النقی (ع) نقل کرده و در زمان این امام بزرگوار از دنیا رفت و هم ایشان فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) را برابر با زیارت سیدالشهداء(ع)بیان فرموده اند. حضرت عبدالعظیم (ع) از سادات حسنی ایست که امام را واجب الاطاعةَ می داند. او در مقابل آنها از خود هیچ اراده ای نداشت و خود را مطیع محض ولی امر زمان خود می دانست و درامور دین خود قدم به قدم به فرمان امام زمان خودبود. امام هادی(ع) که در زمان خلیفه جابری چون متوکل زندگی می کرد و دایم آن ظالم وسیله آزار امام را فراهم کرده او را در محل درندگان می انداخت و یا ایشان را شبانه بدون عمامه به مجلس شراب می برد و حضرت عبدالعظیم (ع) که مبارزه باظلم و جور از اصول اعتقادیش بود به افشاگری و مخالفت با دستگاه حکومت غاصب بنی عباس به ویژه متوکل پرداخت. از این رو مورد غضب وی واقع گردید و دستور توقیف و حبس حضرت عبدالعظیم (ع) را صادر نمود. امام (ع) جهت جان آن بزرگوار و رفع مشکلات شرعی شیعیان ایشان را به عنوان نماینده خود به ری فرستادند.

احمدبن محمدبن خالدبرقی می گوید: عبدالعظیم (ع) درحال بیم و هراس از خلیفه وقت به عنوان پیک و نامه رسان وارد شهر ری شد و در محله سکه الموالی درون سرداب منزل یکی از شیعیان مخفیانه ساکن شد. آن حضرت روزها را روزه می داشت و شب ها را مشغول عبادت بود و گاهی نیز از منزل مخفیانه خارج می شد و قبری را که در مقابل قبر اوست زیارت می کرد و می فرمود: این قبر یکی از فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) است (که همان حمزه بن موسی (ع) است). شیعیان به تدریج از وجود آن حضرت به عنوان نماینده امام (ع) با اطلاع شده و جهت حل مشکلات دینی خود به وی مراجعه می کردند و تنها او را نماینده امام می شناختند و از جایگاه علمی اصل و نصب او اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از مدتی آن بزرگوار بیمار شده و از دنیا رفت. ضمن غسل تکفین نامه ای از جیب ایشان بدست آمد که در آن حضرت عبدالعظیم (ع) نسب شریف خود را به ترتیبی که قبلاً ذکر شد بیان فرموده بود.

شیعیان پس ازشناخت وی بدنش را با احترام غسل داده و درکنار درخت سیبی دفن نمودند که آن محل همین جایگاه فعلی است. مشهور است شب فوت آن حضرت دو برادر رسول اکرم (ص) را در خواب دیدند که به آنان فرمود: فردا یکی از پاره های تن من در سکه الموالی از دنیا می رود. او را در باغ خود پای این درخت سیب دفن نمایید. آن دو برادر نیز بدن مطهرحضرت عبدالعظیم (ع) را در همان محل دفن کرده و باغ را وقف حضرت نمودند. بدین علت در زیارتنامه قبلی حضرت عبدالعظیم (ع) ذکر شده بود: السلام علیک ایها المدفون عندالشجره التفاح.به طوری که از ذکر ثواب و ترغیب شیعیان به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) توسط امام هادی (ع) برمی آید مرقد آن حضرت از ابتدای دفن زیارتگاه شیعیان بوده است. بنا بر مشهور سال وفات آن حضرت بین سال های 253 و 252 بوده و سال شهادت امام هادی (ع) 254 است. در سال 1347 که مشغول تعمیر و آذین رواق بودند. دیوار و تزیین اولیه بنا پدیدار شد و بر اثر بررسی کارشناسان روشن شد که ساختمان اولیه بقعه در نیمه دوم قرن سوم هجری توسط محمد بن زید داعی علوی تعمیر اساسی یافته و سر در ورودی بنا ابتدا به امر پادشاهان آل بویه وسپس به همت مجدالملک قمی بین سالهای 480 تا 490 از بن بنا شده است. در این بنا به جزحضرت عبدالعظیم (ع) گروهی از رجال و بزرگان شیعه و جماعتی از سادات علوی به خاک سپرده شده اند. از این رو مرحوم صدوق که این بنا را دیده آن را مقابر شجره می نامد. الحاقات بعد در زمان سلجوقیان بوده است. صندوق مطهر در سال 725 بر روی مرقد مطهر نصب شده و احداث بعضی ازقسمت ها که شامل رواق و دو مسجد شرقی و غربی حرم متعلق به دوران شاه طهماسب صفوی درسال 944 است. ضریح مطهر در عهد فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. ایوان آیینه، دو مناره و صحن بزرگ طلا شده گنبد از دوران ناصرالدین شاه قاجار است. در واقع این احداثات آخرین بناهای اساسی بقعه مبارکه است و آخرین آن سال 1310 قمری بوده است.